ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1492

سفرنامه شاردن ( فارسى )

بلكه در محلى نامعلوم به‌سر مىبرد ، سرانجام روزى ظاهر مىگردد و با كافران مىجنگد . بدين منظور در اين اصطبل روزان و شبان چندين اسب زورمند و جوان و زيبا با ساز و برگ گرانبها نگهدارى مىشوند ، و هميشه دو تا از آن اسبان زين و ركاب شده آماده‌اند تا امام به محض ظهور سوار گردد . دربارهء اين موضوع در جاى ديگر كتاب به تفصيل سخن گفته‌ام . سپس راه به كوچهء مير اسماعيل مىرسد كه يك باب عمارت و يك كاروانسرا به همين نام در آن است . در انتهاى كوچه بازارچهء سردار قشون واقع است ، و كاروانسراى بيگم يا ملكه نزديك آن مىباشد . اين كاروانسرا را مادر شاه صفى اول ساخته ، از اين جهت به نام وى موسوم شده است . نزديك كاروانسراى موصوف يك كاروانسراى ديگر و يك حمام وجود دارد كه هر دو پايدار ناميده مىشوند . در نخستين سفرم به اصفهان در اصطبل سلطنتى كرگدنى ديدم كه براى اين كه شكل و ساختمان بدنش خوب در ذهنم جايگزين شود چندين بار به تماشايش رفتم ، و به نقاشى كه همراه آورده بودم دستور دادم به دقّت تمام شكل آن را بكشد ، و اين تصوير آنست . اين حيوان به بزرگى گاوى متوسط اندام ، و رنگش خرمايى نزديك به خاكسترى مايل به سياه ، به رنگ پوست فيل اما خشن‌تر و كلفت‌تر از آن بود ، و هرگز چنين حيوانى نديده بودم . زيرا در بدن اين جانور بر خلاف ديگر